Dandelion

داشتم میدویدم و تو سرم ترانه میخوندم و نمایشنامه اجرا میکردم که رسیدم به یه دونه قاصدکی مونده بود، فوتش کردم و ارزو کردم اونایی که هستن بمونن و اونایی که نیستن بیان و به ماجراجوییم توی باغ ادامه دادم. زندگی باید همینجور باشه، مشغول گشتن باشی یه فرصت برای نفس کشیدن و فکر کردن داشته باشی، یه فرصت برای ارزو کردن، یه لحظه که فکر کنی من واقعا چی میخوام و باور داشته باشی همونی میشه که ارزو میکنی و بعد با خیال اسوده بقیه مسیرت رو طی کنی. اروم، مطمئن و دلگرم. 

۳
من
۱۳ آبان ۰۳:۴۳
همه ی اینا صحیحه واقعا ولی واسه شدنش باس حتما با خودت آشتی باشی

پاسخ :

نمیدونم، ولی فکر نکنم لازم باشه همیشه اشتی باشی، همون لحظه هم اشتی باشی کافیه. 
صدرا ارجمند
۱۴ آبان ۱۳:۰۴
چه لحظه ی قشنگیه ...
ولی بعضی وقتا خودت باید به زور برای خودت این فرصت رو ایجاد کنی ... وسط کلی کار و دغدغه و درگیری پاشی بری سفر! :)

پاسخ :

یا ادم خوش‌شانس باشه و دعوتش کنن((((:
آسـوکـآ آآ
۱۶ آبان ۱۶:۲۹
چقدر دلگرم کننده :)

پاسخ :

خیلی((((:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان