ناتمام

تو روزهای تعطیل سعی میکنم انتقاممو از تمام اون لحظاتی که چشمام از شدت درد و سوزش اشک میزدن و تار میدیدن و من همچنان باید به چشم استاد، دهن مریض یا یه دندون کشیده شده زل میزدم، بگیرم. سعی میکنم یه ثانیه رو برای خوابیدن از دست ندم. همگی به توافق رسیدیم که الان درگیر یه زندگی سگی هستیم. از صبح تا شب دانشگاهیم و باز هم کلی کار عقب مونده و درس نخونده داریم. تنها لذتی که بشخصه برای من مونده غذا خوردنه. بار‌ها شده مثل اخرین بازمانده‌های رو کره زمین راه میرفتیم و ساکت بودیم ولی به محض خوردن غذا یه دارو دسته مست و پاتیل تشکیل دادیم و از کافه زدیم بیرون. 

خب دیگه حوصله ندارم یه سر و ته برای پست پیدا کنم یا بین جمله‌ها ارتباط منطقی برقرار کنم :|
۴
جو لیک
۰۶ آذر ۱۸:۲۰
بخواب بابا چرا بیداری؟ :دی

پاسخ :

تو خواب منتشرش کردم:دی
المی ...
۰۶ آذر ۱۹:۴۰
من این روزا هم بیشتر کار‌میکنم هم کمتر میخوابیدم:-/

پاسخ :

من همیشه همینم و من بدبخت ترم:دی
علی شبانه
۰۶ آذر ۲۱:۳۰
من کجا باید بیام این دندون خراب رو بکشید؟

پاسخ :

قاعدتا دندونپزشکی
یک آشنا
۰۷ آذر ۱۳:۴۴
خسته نباشی ، دکتر :)
الان نباید خواب باشی شما با این توصیفات عایا ؟

پاسخ :

سلامت باشی((((:
متاسفانه بدنم نمیفهمه وقت کمه و باید کل 24 ساعتو بخوابه:دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان