تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم

امروز از اون روزایی بود که با تموم شدنش میتونم خودمو با دلایل منطقی و کافی بکشم. همیشه برای خودم سوال بود که چی میشه موقع یه نوع اعصاب خوردی خاص گریم میگیره. امروز فهمیدم وقتی نه میتونم طرفو تا جایی که میخوره بزنم، نه فحش بدم، نه داد بزنم و  نه حتی با طرف منطقی حرف بزنم تنها راه خالی کردن این همه هیجان میشه گریه کردن. درسته مثل اب رو اتیش ولی همچنان قابلیت انتقام گرفتن و حالگیری رو باقی میذاره و بعدش ادم به رافت، عطوفت، احترام، همکلاسی و همه چیز میگه زرشک. در این برهه رو به فاک کنونی هر تلاشی برای بهبود اوضاع به مضحک ترین صورت ممکن شکست میخوره. حس میکنم همه قضایا بعد از اتفاق افتادن یه گوشه جمع میشن، به دیوار تکیه میدن و میگن هههه خوب حالشو گرفتیم. نقشه بعدیتون چیه؟ بیشتر از این حرص میخورم که انگار فقط منم که دارم به فاک میرم و بقیه کارهاشون به روال عادی پیش میره. به قول دود زندگی بی کیفیت شده. میگن یه وقت‌هایی داری له میشی ولی لذت میبری. این هیچوقت برای خودم اتفاق نیفتاده و من همیشه غر زدم ولی به محض این که یکی دو روز بیکار شدم دلم برای همین اوضاع رو به فاک هم تنگ شده. این وسط نمیدوم راننده تاکسی‌ها از جونم چی میخوان. همین امروز که تنها دلیل زنده موندنم پیدا نکردن وسیله مناسب برای خودکشیه یه اهنگ‌ پلی میشد که میگفت این حال خوبو به تو مدیونم، توی هر سختی با تو آرومم، این حس خوبو از تو میدونم :|
۳
ام اسی خوشبخت
۰۹ خرداد ۱۸:۴۶
اندکی صبر سحر نزدیک است :)

پاسخ :

به این زودی‌ها نه(((:
yek banoo
۰۹ خرداد ۲۲:۳۵
خوب میشه اوضاع... قول میدم

پاسخ :

اره(((:
تی رکس
۱۰ خرداد ۰۱:۰۲
من نگرانتم :|

پاسخ :

نباش((((:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان