مریض کی بودی تو؟

اگر دوست‌هام رو تو دو ردیف بذارم، به صورت زیگزاگی از هم متنفرن. رقصی میانه میدانم ارزوست :|

+

وقتی بعد از نوشیدن چهار پنج لیتر اب گوارا خودم خودمو میکشونم لبه‌ی استخر و میگم چرا وقتی دارم دست و پا میزنم فقط نگاه میکنی و میخندی و جواب میده که فکر کردم داری مسخره بازی در میاری؛ دلم میخواد واقعا غرق بشم :|

+
 
انگشت شست دست راستم به تنهایی میتونه منو چندین طبقه تو جهنم جا‌به‌جا کنه. باید باهاش مهریون‌تر برخورد کنم.

+

از مرحله «خوابم میاد ولی دوست ندارم بخوابم» رسیدم به مرحله‌ای که طوفان نوح میاد ولی من از خواب بیدار نمیشم.

+

خوبی دوستی بر پایه بیشعوری اینه که وقتی دوستت میگه سرکلاس که خواب بودی ازت عکس گرفتم، تو هم لبخند میزنی میگی اتفاقا منم یه عکس از تو گرفتم:دی
+

مرشد هفته: این کتاب‌های عجیب غریب چیه میگیری؟ دفعه بعد یکیشو میخونم ببینم چیه، دیوونه شدی اینقدر کتاب خوندی، برو یه دوست پسر پیدا کن بگرد.
بنده نظرم اینه که همین مسوول‌های کتابخونه با خجالت‌زده کردن جوانان و یاداوری مصائب و مشکلات اجتماعی ایشان باعث افت سرانه مطالعه در کشور شدند.

۱۳
حاج مهدی
۱۸ ارديبهشت ۰۸:۵۰
این مورد استخر دقیقا برام پیش اومد. در نقش فرد خندان بودم و وقتی فهمیدم مسخره بازی نبوده بدتر خندم گرفت.

پاسخ :

به شماها هم میگن دوست؟:|
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۸ ارديبهشت ۰۹:۳۶
نپرسیدی از کجا دوست پسر پیدا میکنن؟:)))
من خوابم میاد، خیلی هم دلم میخواد بخوابم، ولی دارم تمرین میکنم دلم نخواد!

پاسخ :

برات بپرسم؟:دی
موفق باشی((:
آقاگل ‌‌
۱۸ ارديبهشت ۱۰:۲۷
حوصله کامنت نوشتن ندارم زیر همون قبلی ها ایضا بزنید

پاسخ :

مگه مجورتون کردن کامنت بذارین؟:|
مهر2خت 69
۱۸ ارديبهشت ۱۲:۴۳
مسئول کتابخانه تون تو لوزالمعده ام:دی

پاسخ :

جاش نمیشه:دی
ام اسی خوشبخت
۱۸ ارديبهشت ۱۶:۲۱
من تو زندگی قبلیم احتمالا کارگر معدن بودم, همه اش خسته ام اما خوابم نمیاد, بیادم نمیخوابم, این چه مرحله ای از عرفانه؟ :)
توصیه من به شما جوانان این است به کتابخانه نروید, اگر رفتید با مسئول کتابخانه همکلام نشوید.

پاسخ :

از عرفان رد شده من دیگه خبر ندارم:دی

گیسو کمند
۱۸ ارديبهشت ۱۶:۳۷
مورد دوم کتک میخواد D:
من چند وقتیه که از مرحله ی بلند مدتِ طوفان و بیدار نشدن تغییر کردم به مرحله ی در گوشی حرف نزنید میخوام بخوابم. یعنی نمیدونم دقیقاً کجای ژنهام جهش پیدا کردن که از سنگین خوابی به سبک خوابی و ساعت طور بیدار شدن تغییر پیدا کردم. حتم دارم مسئول کتابخونه تون اگه از این جهش ژنتیکی منم خبر داشت نسخه ی یه عدد دوست پسر روزی دوبار گردش رو هم برام میپیچید :)))))

پاسخ :

این جهش ناگوار رو بهت تسلیت میگم:دی
تی رکس
۱۸ ارديبهشت ۲۰:۳۲
در مورد انگشت شست هان؟؟؟

پاسخ :

هووم فکر کنم. مشکلی داره؟
نیکوفسکی :)
۱۸ ارديبهشت ۲۳:۴۱
همیشه وقتی حرف از خواب بوده خواهرم ازم به عنوان جسد یاد کرده:/
وقتایی هم بوده که از خستگی قیافم شبیه کِش شده ولی حوصله نداشتم برم بخوابمو در برابر خوابیدن مقاومت میکردم و دوست نداشتم بخوابم ولی هیچ وقت خواهرم این مقاومتو درک نکرده:|اینو خوندم درکِ پایینش نسبت به خواب یادم اومد اعصابم خورد شد :/

پاسخ :

شبیه کش(((:
واقعا چرا بعضیا درک نمیکنن؟ خیلی واضحه که :|
آقای سین
۱۹ ارديبهشت ۱۲:۰۸
بچه های بیان چشم و گوششون بسته است، درباره دوس پسر پست میذاری از راه به در میشن!


درباره استخر خوب بوده نپریده سرتو بکنه زیر آب... ما مهربانانه ترین بلایی که سر دوستامون میاریم کشیدنش زیر آب هست :)))

پاسخ :

مدل چشم و گوش بسته بودنشون مثل شماست؟:دی

برم ازش تشکر کنم:|
پرفیـ.) ــوم
۲۰ ارديبهشت ۰۱:۲۴
دقت کردی اون شب که رعد و برق زد کلِ شیراز پریدن از خواب؟؟
من اون شب ١١ خوابیدم تا ٩:٣٠ هم بیدار نشدم ://

پاسخ :

دقیقا همون شب من بیدار نشدم ولی شب قبلش بیدار شدم:/
حمید
۲۱ ارديبهشت ۱۵:۲۶
دومی خیلی خوب بود
http://up.fun20.ir/view/1009980/AKS-TANZ.jpg

پاسخ :

ایموجی رووو (((:
شم گول خانم
۳۰ ارديبهشت ۲۱:۱۹
چن روز نبوودم چقدر قصه نخونده هستتت...

پاسخ :

من که دفعه اوله میبینمتون((:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان