نانویسنده‌تر از همیشه

دوستم جلوم زار میزد و تنها کاری که از دستم برمیومد این بود که جوری بشینم که افتاب به صورتش نخوره. اگر خفه هم میشدم کمک بیشتری میکردم. و این که شنونده حرف‌های کسی بودن اینقدر خوشایند نیست که شاکی بشین چرا کسی حرف‌هاش رو بهتون نمیزنه :|

+

 در ادامه سریال‌های گم شدن بعد از این که زنگ زدم و‌ گفتم: من نمیدونم کجام؛ بیاین دنبالم، جلوی در یه خونه، در تاریکی، خلوتی و خنکای شب برای خودم تمرین اواز میکردم که یه نفر در رو باز کرد، یه سر برام تکون داد و در رو بست :||

+

بعد از این که داوطلبانه اجازه دادم دوستم به موهام برینه، وقتی از بقیه میپرسم موهام تغییری نکرده، همه میگن نه. این نشون میده برخلاف تصورم، موهام ‌هیچوقت به هیچ صراطی مستقیم نبودن و با این که هر تار مو راه خودشو در پیش گرفته، همیشه با همکاری هم منو شبیه جنگ زده‌ها نشون میدن :|||

+

همیشه یا یکی دوست بودم که یه خاله پایه کوچیک‌تر یا همسن خودش داشت. الان با خاله‌هه دوستم. تغییر موقعیت معناداری بوده.

+

 هم‌خونه‌ای جدید عادت داره که بپرسه شما فلان ادویه رو تو غذا دوست دارین؟ مثلا اویشن تو‌ کوکو سبزی -اخه سگ اویشن با کوکو سبزی میخوره؟ سگ حتی کوکو‌ سبزی هم نمیخوره که چاشنیش بخواد براش مسئله‌ای باشه- و بعد از شنیدن نه با اطمینان بیشتری به کارش ادامه بده.
۵
سحر --
۱۸ اسفند ۱۲:۱۷
واقعا برات سر تکون داد رفت؟:)))))))))))
زن بود یا مرد؟

پاسخ :

مرد بود، من بیشتر تو فکر این بوم کاری بهم نداشته باشه :|
Miss Avilet
۱۸ اسفند ۱۸:۵۱
کیف میکنم واقعا با پستای این مدلی‌ت:))))))

پاسخ :

سلولتیم((((:
ام اسی خوشبخت
۱۸ اسفند ۲۳:۲۴
گوش دادن به مشکلات گاهی از داشتن اون مشکلات سخت تره.
آلودگی صوتی جرمه :)
باید از سگ ها بپرسیم اگه کوکو میخوردن توش چی میریختن:)

پاسخ :

اوهوم
صدای زیبای من به هیچ وجه الودگی صوتی محسوب نمیشه8)
یه مورد هم هست میخواد به سگ سمنو بده:دی
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۹ اسفند ۱۴:۰۳
واقعا خوشایند نیست. مخصوصا اگه اون حرفارو قرار نیست کسی بدونه!
حالا خوبه که در رو بست و رفت!

پاسخ :

میپوکم تا چیزی رو به کسی نگم :|
اره(((:
نرگس :)
۱۹ اسفند ۲۱:۴۷
چه پستای جالبی دارین! ^_^

پاسخ :

تشکر((:
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان