میتونستم یه کتاب در موردش بنویسم ولی خیلی داغونم

از قسمت فان قضیه که اول اسم کتاب رو اشتباه خوندم و فکر کردم یه اسم هندیه بگذریم، از گودی و جو حاکم بهش میترسم. من یه گوری بالقوه تو جودم دارم یا میترسم یه روز شبیه گوری بشم. ترس الکی سراغ ادم نمیاد. میبینم که میتونم ادمی باشم که خیلی سرد، خودخواه و خودازاره. ادمی که میتونه در کمال خونسردی گند به بزنه به بهترین شرایطی که میتونه وجود داشته باشه. یه ادم ترسو، منفعل و منزوی . نمیتونم بگم چقدر از گوری متنفرم و چقدر حس میکنم بعضی موقع‌ها شبیهش میشم. گوری به جز مدت کوتاهی داشتن خانواده به معنای واقعی رو رد کرد. اینقدر تو خودش فرورفت که حتی برای خودش هم نامرئی شد. به نظرم حتی به خودش زحمت تلاش کردن برای زندگی بهتر یا خانواده بهتر رو نداد. میل به ازادی از هر تعهدی و جدا بودن از هر پیوندی وسوسه کننده‌اس اما در اخر خود گوری هم از سرنوشتش راضی نبود.
من کاملا میفهمم هر کدوم از اعضای خونواده به چه شکلی به من نیاز داره ولی اخرش من همون دختر بی‌حوصله‌ام که هیچی به هیچ جاش نیست. من گوری خونمونم ولی امید دارم میلم به تغییر و هیجان نذاره زندگیم مثل زندگی گوری بشه.
اونی که میگفت ترکیب ادبیات امریکایی با هر چیزی معجزه میکنه راست میگفت. انگار که امریکا بهمون کمک کنه بقیه چیز‌ها رو بهتر بفهمیم. انگار که فکرهامون به غرب نزدیک‌تره تا شرق.

+

بدترین نوع بیدار شدن: بیدار شدن از استرس
بهترین روش برای برگردوندن خواب عمیق و اروم: ده دور دویدن دور پارک
از روش های کشتن من توسط هم اتاقی: فرو کردن تو لوله بخاری

۵
پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
۱۲ بهمن ۲۱:۴۶
روزایی که با استرس از خواب بیدار میشم تا شب حالم بده

پاسخ :

خیلی بدن(:
ام اسی خوشبخت
۱۲ بهمن ۲۲:۵۱
سعی کنید از انفعال خارج بشید، ارزشش رو داره :)

پاسخ :

چشم(:
شِـــ‌یدا ..
۱۳ بهمن ۲۰:۰۸
گوری ؟ گودی؟
شرط میبندم خودتم نفمیدی چی گفتی:)) بقیه هم. سکوتشون واس همینه

پاسخ :

Gouri اسم یه شخصیت کتابه. The low land اسم خود کتابه.
شرط نبند شیخ که حرام است:دی قبول دارم شلخته و به هم ریخته اس ولی خودم فهمیدم دیگه وگرنه چجوری نوشتم. بقیه هم خیلی مهم نیست((:
خودم میدونم ولی تو کی تحلیل گر رفتار شدی؟D:
روشــنا ...
۱۳ بهمن ۲۲:۳۷
فرزان! به نظرم هنوز امتحانات تموم نشدن!و اینا اثرات امتحانه!!!

پاسخ :

اونکه اره ولی چرا همه توقع دارن من جک بنویسم؟:دی
شِـــ‌یدا ..
۱۴ بهمن ۱۴:۴۵
عه؟ قبول داری شلخته و به هم ریخته‌س؟ :))
شرط میبندم اصن نمیتونی چارتا جمله‌ی ساده بگی که با هم پیوستگی معنایی داشته باشند :))
ولی خارج از شوخی برو یه یوگایی چیزی برو. یا کوه‌نوردی مثلا. خیلی شلوغ پلوغی. اگه نه فضای ذهنیت مثه حموم‌زنونه میشه

پاسخ :

خیلی با قطعیت حرف میزنی ها((:
نمیدونم بتونم یا نه،  تا حالا بهش دقت نکردم ولی فکر نکنم به این داغونی باشم. 
همیشه شلوغ پلوغ بودم یا تازگی ها شلوغ پلوغ شدم؟ 
فکر کنم اصن با حموم زنونه به دنیا اومدم. دارم چندتا تکنیک مدیتیشن تمرین میکنم ولی مثل این که هنوز جواب نداده:|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان