شانزده روز نارنجی یا خشونت اساتید مرد علیه دانشجویان دختر

ترم سوم استاد یکی از درس های عمومی سه واحدی که بهش میگیم زبان فارسی، ادم نسبتا جا افتاده، به نظر مذهبی و همچینین رییس دفتر یکی از خانواده های معروف مذهبی سیاسی شیراز بود. استاد اول کلاس شماره همه دانشجو ها رو گرفت و یه روز بعد از کلاس شروع کرد به پیام دادن. بعد از کلی خندیدن با هم اتاقی هام، پیام دادنش رو به حساب محبت استاد گذاشتیم و گذشتیم. اما قضیه تازه شروع شده بود. اضطراب و احساس گناه من تو تمام شب هایی که شعر های اروتیک و مزخرف میفرستاد و روز هایی که باهاش کلاس داشتیم غیر قابل وصفه. از شعر و شاعری متنفر شده بودم. یه بار به یکی از بچه ها گفتم خوبه حالا خیلی خوشگل نیستم یا تیپ انچنانی ندارم که استاد اینقدر روی من کلیک کرده. همون لحظه چیزی نگفت ولی بعدش پیام داد و گفت دیگه هیچوقت همچین حرفی نزن. نگذاشت اعتماد بنفسم رو از دست بدم و هر چی جلوتر رفتیم فهمیدم مشکل از من نیست.
سر کلاس به کوچکترین بهانه ای شروع میکرد به تیکه انداختن یا مجبورم میکرد حرف بزنم.اون ترم من تمام متن های کتاب رو سر کلاس بلند خوندم. این که کلاسمون با بقیه ورودی ها مشترک بود خیلی برام سخت بود. یه کم که گذشت از واکنش های بقیه بچه ها فهمیدم تنها نیستم. حتی یکی از سال پایینی ها همون اول ترم واحدش رو حذف کرد. ولی چون درس سه واحدی بود و علوم پایه هم داشتم، اگر حذف میکردم باید ترم بعد سه چهار ساعت تو راه کلاس میبودم پس مجبور بودم هرجوری هست این تجربه رو پشت سر بذارم.
من در نقش شیخِ فرزانه با بقیه که همین مشکل رو داشتن حرف زدم ( شعری رو که برای من عصر میفرستاد برای یکی دیگه صبح زود میفرستاد:|  )و برای راهنمایی گرفتن رفتیم پیش یکی از بچه ها که خیلی با تجربه تر از ما بود. قرار شد سر کلاس همونجوری باشیم که همیشه هستیم. استاد رو بلاک نکنیم و فقط پیام هاشو جواب ندیم که اگر اخر ترم مشکلی پیش اومد ازش مدرک داشته باشیم. همچنین به این نتیجه رسیدیم که حرف زدن با مسوول های دانشکده هیچ تاثیری نداره! همین جواب ندادن ها پیام ها باعث میشد بیشتر سر کلاس اذیتمون کنه. 
بعد از این قرار دو بار گوشیم فلش شد و هرچی پیام جمع کرده بودم قبل از امتحان پرید:دی

دوست باتجربمون یه کتاب دست استاد داشت و استاد گفته بودم بیا دفترم کتابتو بگیر. وقتی موضوع رو فهمید گفت کتابم مال خودت.
تجربه خوبی بود. خوب از این نظر که هم به خیر گذشت و هم این که فهمیدم چطور همچین شرایطی رو کنترل کنم.
و همچنین در اینده استادی داریم که به نداشتن سلامت اخلاقی معروفه و حتی میگن تو اینستا دایرکت میده که اگر ریکوئستم رو قبول نکنی حذفت میکنم :|

در همان اثنا مامانم هر شب زنگ میزد میگفت از استاد مهربونت چه خبر؟:|



+کتابچه ای در مورد مقابله با ازار جنسی زنان در محیط کار رو از اینجا دانلود کنید.
++تجربه هایی از این دست رو اینجا، اینجا و اینجا بخونید.
+++اگر تجربه ای دارید در میون بگذارید(:

۲۱
پرتقالِ دیوانه
۰۵ آذر ۱۷:۳۸
من کل پست رو خوندم
ولی ربطشو به 16 روز نارنجی نفهمیدم
حالا چرا16

پاسخ :

توی این ۱۶ روز که از ۲۵ نوامبر شروع میشه قراره در مورد خشونت هایی که علیه زنان میشه حرف بزنیم و تجربیاتمون رو به اشتراک بذاریم. همچنین بیشتر در مورد انواع خشونت و روش مقابله با اون ها یاد بگیریم.
رگ ها
۰۵ آذر ۱۷:۳۹
خاک بر سرش
والسلام
:|

پاسخ :

کلا نظرت اینه که خاک بر سر همه چی:دی
مه‍ شید
۰۵ آذر ۱۸:۲۶
این تجربه شعر اروتیک فرستادن خیلی مقوله سنگینیه واقعا حیرونیش رو درک میکنم

پاسخ :

تازه شعر های کلاسیک هم بودن، نمیدونم کدوم شاعر قدیمی بی ادبی اینارو گفته بود:دی
gandom baanoo
۰۵ آذر ۱۸:۳۹
کلا همه دانشگاه‌ها یه سری استاد دارن که همه میدونن اینا سلامت اخلاقی ندارن.... همه، به جز مسئولین!!!! :/

پاسخ :

دقیقا. منتظرم استاد ما شه حالشو بگیرم:دی

البته این یارو قبلی فکر کنم تازه اومده بود دانشکده ما:/
نفس نقره ای
۰۵ آذر ۱۹:۵۰
پوووووف پس همه جا هست؛ واقعا چرا ؟ :|

پاسخ :

کرم، کرررم :|
تو هم تجربتو بنویس(:
جولـ ـیک
۰۵ آذر ۱۹:۵۶
اینایی که از رو میزان مویی که ازت معلومه نمره میدن هم رو اعصابن. :|

پاسخ :

این عتیقه ها چجوری استاد دانشگاه میشن :|
آقاگل ‌‌‌‌
۰۵ آذر ۲۰:۲۶
همونی که گفتم تو وبلاگ جولیک.
تنها راه برای خوب شدن این ملت خراب مغز قانون کلته.
:/

پاسخ :

که البته خیلی کاربردی نیست(:
ام اسی خوشبخت
۰۵ آذر ۲۱:۳۴
زمانی که دانشجو بودم یکی از اساتید بخاطر همین کارها انچنان بی ابرو شد که بعد از گذشت 8 سال,هنوزم اسم دانشگاه رو سرچ کنید تو گوگل عکس رسوایی این استاد میاد.
برعکس چیزی که ما فکر میکنیم حراست دانشگاه از همه این موارد خبر داره اما نمیدونم چرا هیچ واکنشی نشون نمیدن و فقط یه پرونده قطور براشون درست میکنن.مواردی از وقایع درج شده در پرونده شنیدم که باورکردنی نیست.

پاسخ :

باو این حراست رو میذاشت تو جیبش، البته دانشکده ما چیز مشخصی به نام حراست نداره :/

سرچ کنم دانشگاه خوشبخت اینا؟((((((:
آقای سین
۰۵ آذر ۲۲:۰۳
حق گرفتنیه... هر جا ظلمی بهتون شد کوتاه نیاید و ساکت نشینید!

نگذارید بخاطر تفاوت های جنسیتی کسی آزارتون بده یا به هر نحوی مزاحمتون بشه


ما مورد داشتیم که حراست دانشگاه برای بچه های دانشگاهمون مزاحمت ایجاد کرده و با اعتراض اون فرد پیگیر شدیم و به نتیجه هم رسیدیم

پاسخ :

بله بله چشم. البته این یه مورد بود. فکر میکنم خیلی مورد های دیگه هست که به عنوان یه چیز عادی پذیرفته شده اس و حتی خود شما هم خبر نداری این یه جور ازاره(:
مجتبی خزاعی
۰۵ آذر ۲۲:۳۵
راستش رو بگم الان کپ کردم
وقاحت بعضی اساتید رو شنیده و دیده بودم اما نه به این فضاحت ... :(

پاسخ :

تازه این مورد فکر کنم خشونتش نسبت به کلی مورد که شنیدم و برای دوستام پیش اومده خیلی کمتره... !
یادگار ...
۰۶ آذر ۰۰:۰۲
حتما صداتون خوب بوده! اصلا هم خارج نمی خوندید! موقع خوندن هم نمی خندیدید!
:)

پاسخ :

البته که همه ی اینا هستم:دی
تازه گقتم که اون صدای من نبود (:
پرتقالِ دیوانه
۰۶ آذر ۰۱:۲۲
و چرا نارنجی؟

پاسخ :

طبقی سایت سازمان ملل متحد رنگ روشن و خوشبینانه نارنجی نشون دهنده ی اینده بدون خشونت برای تمام زنان و دخترانه(:
هانی هستم
۰۶ آذر ۰۹:۰۴
آدم شرمش میاد...

پاسخ :

هوووم...
لا نتوری
۰۶ آذر ۱۰:۰۲
خاک توی شلوارش
......
منم یه استاد زن میخاست اذیتم کنه
الکی مثلا

پاسخ :

بهله...
داداش مهدی
۰۶ آذر ۱۹:۲۶
خب یه همچی آدمی مذهبی حساب نمیشه! چرا اصرار دارید قید بزنید: به نظر مذهبی!

پاسخ :

مسلمه. من برداشت اولیه ام رو گفتم.
بهار نارنج
۰۶ آذر ۲۰:۲۶
چرا استاد درس عمومی باید شماره همه رو داجته باچه؟0__0

پاسخ :

سوالی بود که باید همون اول از خودم میپرسیدم!
باران
۰۷ آذر ۱۱:۱۲
سلام
تو زمان دانشجوییم سه استاد این شکلی داشتیم.
یکیشون همشهریمون بود و ادعای دین و ایمان و مذهب داشت و استاد اذیت کردن
خانم ها بود حالا چه مجردش چه متاهلش :|
یعنی روزش شب نمیشد اگر اون روز رو متلک نمینداخت به خانم ها :|

اما دو استاد دیگه یکیشون کاملا لاییک بود بعد متاسفانه 9واحد جبرا باهاش داشتیم
چون آشنای مدیر گروه بود :|
این استاد اذیت کردن دخترا بود :|:(
آخ اذیت میکرد بمحض اینکه بچه ها رو اذیت میکرد میگفت تو این ترم با من می افتی :|برو خودتو آماده کن برای افتادن این واحدهای که با من گرفتی :|
هر چی به مدیر گروه اعتراض میکردیم گوش نمیکرد :(
تا اینکه این آقا یک کاری کرد که آقایون کلاس هم صداشون دراومد و اونم اینبود
که شروع کرد به حرفای لاییکی :|:(
اونوقت بود که صدای منم در اومد به منم گفت برو درستو حذف کن !:|
منم بهش گفتم حاضرم 9واحدم رو حذفم ولی تو این کلاس که از همه چیز حرف
زده میشه بجز درس یک دقیقه هم نشینم !!
منم به نشانه اعتراض به حرفاش کلاس رو ترک کردم !
بعد من دو سه تا از دوستام کلاس رو ترک کردند !
بعد دو روز بعد بیشتر بچه ها امضاء و درخواست حذف استاد بدلیل اذیت کردن
هاش و حرفای لایکیش به آموزش شدند !
دقیقا سه کلاس حدودا 40نفره داشت..حذفش به این آسونی نبود !
آموزش محل نذاشت و گفت برین سر کلاس تون :||
ولی هیچکی نرفت من با دو تن از دوستام یک وقت از معاونت آموزشی دانشگاه گرفتیم ! معاون دانشگاه که منو میشناخت و میدونست الکی حرف نمیزنم
امضاء ها رو که دید و حرفا رو که شنید انصافا بدون هیچ فوت وقتی دستور حذف
استاد از خود دانشگاه رو داد ! و مدیر گروه و آموزش رو
موظف نمود که بدون فوت وقت این استاد را از دانشگاه اخراج کنه و رو پرونده اش بنویسند اخراج بخاطر چه مواردی بوده است !
وقتی این استاد رو اخراج کردیم:دی
تازه یک نفس راحت دانشجوهای دختر کشیدند.
با سواد بود ولی خیلی دخترا و خانم ها رو اذیت میکرد و اینکه حرفای لاییکیش
باعث شد کل بچه ها امضا برای حذف استاد بزنن.
اگر استادی خواست اذیتت کنه با ما تماس بگیرید :دی
+
اونیکی استادم رو نمیگم که وقت تون رو نگیرم :)

پاسخ :

همین که تجربتو نوشتی راه و چاه دستم اومد دیگه به خودت نیازی نیست:دی

وقت ما متعلق به شماست((:
باران
۰۷ آذر ۱۱:۱۸
یا علی چقد کامنتم طولانی شد :|:(
ببخشید (خجالت )

پاسخ :

نه بابا اشکال نداره، اگر اینقدر اینتر نمیزدی حداکثر دو تا پاراگراف میشد:دی
باران
۰۹ آذر ۰۲:۱۵
با گوشی من اومدم و معمولا میام اینجا :)
اینتر ندارم که؛ )
ولی مرسی

پاسخ :

اینتر استعاره از رفتن به خط بعد بود:دی
خواهش(:
هوپ ...
۱۰ آذر ۱۵:۲۸
ما هم چنین استادی داشتیم که پیرمرد بود و شوخی دستی میکرد :| البته من فقط وصفش رو شنیده بودم :||| و بین دختر و پسر معروف بود به این کار...
هرچقدر اعتراض میکردن اخراجش نمیکردن تا اینکه دختر یه کله گنده ها با نفوذ پدرش کاری کرد که دوربین ها رو چک کردن و شد آنچه شد!

پاسخ :

این دیگه حاد بود :|
ببین چه خیالش راحت بوده و چقدر حرفه ای بوده که دوربین براش اهمیتی نداشته ://
بانو. میم
۱۱ آذر ۰۸:۲۴
یا خدا ! من بودم یه راست با اون مدارک با کل اون بچه ها میرفتم حراست !

پاسخ :

کار خوبی میکردی(:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان