این شما و این دور همی

دور همی عجیبی متشکل از خواننده ای خاموش، بلاگری پرحرف( خودم)، بلاگری خسته (حانیه) و یکی از دوست های من برگزار شد. اگر فکر میکنید ما حرفی برای گفتن نداشتیم لطفا دیگه فکر نکنید . مشخصه که در دقایق اول من متکلم وحده جمع بودم و حرف هام با محوریت مسخره کردن حانیه و دوستم، هرچیزی که به چشمم میومد و حتی خودم باعث شد اصلا کسی احساس غریبی نکنه و بقیه هم برای داشتن سهمی در مکالمه سعی میکردن با جواب های جانانه منو سرجام بشونن .
یعنی خودتون فهمیدین وقتی با من بیرون میرین حتما بهتون خوش میگذره یا کلی داستان تعریف کنم؟ ( گویا فهمیدین:دی )
و چون از هرچه بگذریم سخن خوراکی خوش تر است، بعد از شیش ماه یه چیز برگر توپ بر رگ زدیم بلکه این رگ بی چشم و رو یه ذره قدر عافیت رو بدونه البته اگر فلافل رو که نخودی بیش نیست غذای ناسالم حساب نکنیم.
و به گفته خواننده خاموش فهمیدم ادرس دهنده خوبی نیستم ( البته میدونستم ولی به روی خودم نمی اوردم :| )و فهمیدم چقدر کافه رو نیستم و چقدر از گربه نمیترسم. ایا شما میدونستین گربه سیب زمینی سرخ کرده دوست نداره؟:|
و در اخر اوصیکم به بیرون رفتن با جماعت بلاگر حتی از نوع خسته حتی از نوع بی وبلاگ و حتی از نوع خواننده خاموش.

یازدهم صفر هزار و چهارصد و سی و هشت هجری قمری مصادف با یازدهم نوامبرالحرام دوهزار شانزده میلادی
شیخ فرزان (ره)
۱۲
یادگار ...
۲۲ آبان ۰۰:۱۶
سیب زمینی آب پز چی؟!
تا باد چنین بادا!

پاسخ :

امتحان میکنم خبر میدم:دی
مه‍ شید
۲۲ آبان ۰۰:۱۷
الوعده وفا من کوشم :))))

پاسخ :

تو گروهی اینجا هم بذارم؟:دی
صدرا ارجمند
۲۲ آبان ۰۰:۴۱
سر پل اون دنیا جلوتو میگیرم !!!!!
سیب زمینی رو انداختی رو زمین که گربه بخوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا دورهمی ای که توش سیب زمینی رو زمین بیفته دورهمی نیست :|

پاسخ :

بخدا نمیدوستم اینقدر رو سیب زمینی تعصب داری، خود سیب زمینی قضیه رو راحت میگیره. اصن عذاب وجدان گرفتم. گربه هیچوقت لیاقت سیب زمینی رو نداشت:دی
البته سیب زمینی رو زمین نیفتاد تو دستم بود گربه نخورد خودم خوردم :| 
جولـ ـیک
۲۲ آبان ۱۱:۴۶
یه کم بیشتر توضیح می دادی، با کیا بودی اصن؟!:))

پاسخ :

خط اول گفتم با کیا بودم که. نا شناخته ان:دی
همش حرف زدیم دیگه(:
gandom baanoo
۲۲ آبان ۱۲:۰۳
کجا رفتین؟؟

پاسخ :

حافظیه و بلک برگر
گیسو کمند
۲۲ آبان ۱۹:۴۲
عه چه جالب شیراز هم دورهمی بود. همیشه خوش باشین :)
نوامبر الحرام دوهزار و شونزده :))) اول نوامبر که بود ما بیرون رفته بودیم من چشمم به ماه افتاد تقریباً کمی مونده بود که نصف بشه برگشتم به مامانم گفتم ببین هلال نوامبر چه بزرگه مامانمم سرشو گرفته بالا میگه کو؟ وقتی دید چه بزرگه دوهزاریش افتاد من چی گفتم :)))

پاسخ :

شما هم شیرازی؟چرا نیومدی؟

ولی دو هزاری من نیافتاد:دی
گیسو کمند
۲۲ آبان ۱۹:۴۷
اینم بگم بعضی گربه ها سیب زمینی سرخ کرده دوست دارن یکی بیخانمانِ همیشه ولگرد توی حیاتمون میومد رژیم غذاییش شبیه گاو بود بیشتر. هر چی بهش میدادیم میخورد از تی تاپ و پفک گرفته تا ماکارونی و سیب زمینی سرخ کرده!

پاسخ :

والا گاو هم این ها رو نمیخوره. رژیمش شبیه ادما بودهک:دی
نفس نقره ای
۲۲ آبان ۲۱:۲۹
عه وا چه سریع رفتین و اومدین :))

پاسخ :

دو ماهه میخوایم بریم:دی
فیشـ ـنویس
۲۳ آبان ۱۰:۲۳
خوشا دور همی های وبلاگیان
که حاشا کند جمع تریاکیان

رفیقان همه دست بر گوشی اند
مگر در زمانی که با هم رسند
!!!
من و شعر!!

پاسخ :

عجب:|
گیسو کمند
۲۳ آبان ۱۱:۵۲
نه من شیراز نیستم ولی خوشحالم که بیشتر از یه شهر دورهمی هست.
از این نظر گفتم گاو چون هر چی بهش میدادیم میخورد :))
راست میگی شبیه آدما بود. خخخخخ

پاسخ :

ونجوری میشه جارو برقی چون گاو هم برنامه غذایی داره:دی
پرفیـ.) ــوم
۲۳ آبان ۲۰:۵۱
من هی میخوام یه چیزی بنویسم تا میام بنویسم یادم میره :/

پاسخ :

همینقدر هم که نوشتی خودش خیلیه:دی
Tamana .....
۲۴ آبان ۰۰:۱۶
چه دورهمی بوده اصن

پاسخ :

جات خالیD:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان